اینجاخونه ی امن منه...کسی به نوشته هام کاری نداره...آرامشم اینجاوصف ناپذیره...اینجاپرازخاظره س برام..خاطره های خیس...خاطره های شاد..همشودوست دارم...اینجاخدام میاد...خداهمیشه بامن انلاین میشه...اونم اینجارودوست داره...
گاهی سرازکاره خدادرنمیارم...ولی بایدبهش اعتمادکنم...اون دوسم داره..بدمدنمیخاد...حتی اگه یجاهایی کم میارم بازم اون هست...وشرط بندگی اعتماده..ایمانه...ایمان به تقدیری ک برام رقم زده...
گاهی دلم میخادزمان ب عقب برگرده..شایدخیلی تصمیمارونمیگرفتم ولی حالاکه یه اتفاقایی افتاده...حالاکه خیلی بیشترازگذشته کم میارم بازم بایدبهش امیدوارباشم...
خدایه قانون جالب داره که من درکش نمیکنم زیاد...اون به هرکی بیشتردوسش داره بیشترسختی میده...
خدایاشکرت...اگه غم هست چه ملالی شادی هم هست...شادی یعنی لبخندباباومامانم...یعنی دیدن شیطنتای داداشام...دعواهاشون سره بازی کامپیوتر...جرزدناشون..خنده هاشون...شادی یعنی روزی میادکه من مادرمیشم...وتمام عمروجوونیموپای بچم میزارم...
خدایاتوقلب بچم بمون...تنهاش نزار..یادش بده دوستت داشته باشه...همین که باشی پیشش خیالم ازهمه چیش راحته...از ادبش...احترام گذاشتنش...درس واینده ش...
خدایا...
کمکم کن ...گاهی زندگی له م میکنه...توبزن توگوش دنیاوبگواین دختریه خداداره عین کوه پشتشه...بگوتاجرات نکنه اشکمودراره...خدایادنیات بدجوری ناراحتم میکنه...من فقظ تورودارم....

نظرات شما عزیزان:
|